ویژگی های اجتماعی دختران نمونه  از دیدگاه آیات و روایات  

 

ازجمله ویژگی های بارز دختران نمونه، حضور فعّال  و مؤثر آنها در جامعه می باشد. حضور دختران در اجتماع

موجب افزایش شناخت اجتماعی آنها از اطرافشان و ایجاد توانایی تصمیم گیری و کنترل بحران در آنها  می

شود. شناخت دختران از جامعه موجب می شود آنها بتوانند این شناخت ها را در زندگی شخصی خود نیز به

کار برند همچنین آگاهی بخشی از خطراتی که در جامعه ایشان را تهدید می کند باعث حفظ دختران از این

خطرات می شود.

دخترانی که در محیطی غیر از محیط خانه مشغول به فعالیت هستند اعتماد به نفس بیشتر و توانایی بهتری در

اداره امور دارند که این توانایی بعدها در زندگی خانوادگی و تربیت فرزندان می تواند منشاء اثرات مثبتی باشد.

این دختران دیگر با روش های قدیمی که بسیاری از آنها منسوخ شده اند زندگی نمی کنند و در حل مشکلات

می توانند با بصیرت بیشتری تصمیم بگیرند .

د رقرآن آیاتی وجود دارد که بیانگر فعالیت اجتماعی زنان  می باشد ازجمله: بیعت زنان با پیامبر صلّی الله علیه و

آله وسلّم[1]،مهاجرت زنان[2] ،مشارکت زنان در جهاد[3] ،حضور زن در مباهله[4] و ... اما به خاطر اینگه

موضوع پژوهش حاضر ،مختص به دختران و ویژگی های آنان می باشد ،از پرداختن به آنها خودداری می نماییم و

در ذیل به بررسی آداب حضور دختران دراجتماع و نمونه هایی از حضور اجتماعی بانوان می پردازیم:

1-رعایت آداب حضور در اجتماع

از دیدگاه اسلام حضور زن د راجتماع بسته به رعایت شئوناتی داردکه از آن به آداب اجتماعی یاد می شود و در ذیل به بررسی این آداب پرداخته می شود.

1-1-عفت در نگاه

یکی از آدابی که دختر نمونه برای حضور در اجتماع باید به آن توجه کند، عفت در نگاه کردن است.

راغب اصفهانی می نویسد:"عفت، حالتی است ،برابر نفس که آن حالت از غلبه شهوت بر انسان جلوگیری می کند."[5]

منظور از عفت در نگاه آن است که فرد بتواند با ایمان و یقین بر نیروها و امیال شهوانی خود از طریق چشم غلبه

کند.ارزش و اهمیّت این مسئله از این باب است که چشم اوّلین عضو بدن انسان است که گناه را مشاهده می

کند و اگر یک دختر نتواند نگاه خود را کنترل کند،همان موجب سقوط و ذلّت او می شود و خداوند چون خالق

انسان است و از همه صفات وی آگاه است و برای انسان هرآنچه را که خوب و بهتر است، می خواهد، لذا به

عفت در نگاه توصیه نموده، و انسان را از نگاه های حرام باز می دارد.[6]

  قرآن کریم دراین زمینه می فرماید:  [7 «به مردان مؤمن بگو چشمان خود را از آنچه حرام است فروبندند...و به زنان مؤمن بگو چشمان خود را از آنچه حرام است فروبندند.»

صاحب مجمع البیان منظور از(غضّ بصر) را برای بانوان و آقایان پوشاندن دیدگان از آنچه نگاه به آن برایشان حلال

نیست، بیان نموده است.[8]

و نیز علامه طباطبایی در تفسیر (غضّ بصر)می گوید:"مؤمنین چشم پوشی را از خود چشم شروع کنند..... در

این آیه به جای اینکه نهی از چشم چرانی کند، امر به پوشیدن چشم کرده و فرقی ندارد .... و چون مطلق

است نگاه به زن اجنبی را برای مردان و نگاه به مرد اجنبی را برای زنان تحریم فرموده،پس بر زنان هم جایز

نیست  نظر کردن به چیزی که برای مردان جایز نیست"[9].

پس هر مسلمان چه دختر باشد چه پسر،چه زن باشد چه مرد،باید از چشم چرانی و نظربازی اجتناب کند،آری

نگاه جرقه ای است که غریزه را شعله ور می کند.

امام صادق علیه السلام می فرماید:"النظرة بعد النظرة تزرع فی القلب شهوة و لفی بها لصاحبها فتنة"[10]

«نگاه بعد از نگاه، شهوت را در دل می رویاند و برای نظرباز همان فتنه انگیختن بس است.»

همچنین در روایات بسیاری اشاره به آثار شوم نگاه های نامشروع و نگاه هایی که حزن و اندوه هایی را به دنبال

می آورد شده است.

امام صادق  علیه السلام می فرماید:"النّظر سهم من سهام ابلیس مسموم و کم من نظرة اورثت حسرة طویلة

"[11]«نگاه کردن به نامحرم تیر مسمومی از تیرهای رها شده از جانب شیطان است و چه بسیار نگاه هایی که

غصه های طولانی در پی خواهد داشت.»

پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله و سلّم می فرماید:"من ملأ عینه من حرام ملأ الله عینه یوم القیامة من النار الا ان

یتوب و یرجع"[12]«هرکس چشمش را از نگاه به نامحرم پر کند، خداوند در روز قیامت چشمش را از آتش پر

میکند؛ مگر اینکه توبه و بازگشت نماید.»

و نیز امام علی  علیه السلام می فرماید:"عمی البصر خیر من کثیر النّظر"[13]«نابینا بودن ،بهتر از نگاه های

نامشروع است.»

بنابراین عدم مراقبت از نگاه علت بسیاری از انحرافات و ایجاد مشکلات است که باعث از بین رفتن ارکان زندگی

یک دختر می شود،چرا که در جامعه امروزی حضور زنان در بعضی مکان ها امری ضروری است که دختران نمونه

با عفت چشم و نگاه می تواند هم خود و هم جامعه را از خطر نگاه های نامشروع حفظ نماید.

 

 

1-2-عفت در ارتباط با نامحرم

یکی از شرایط مهم و اساسی فعالیت اجتماعی دختروحضور وی در صحنه های گوناگون ،مرز بندی دقیق و

جدایی او از مردان است.

قرآن کریم نیز بر این مطلب،تأکید ورزیده است...." 4 1«هر گاه از ایشان(زنان پیامبر)چیزی خواستید،از پشت پرده

وحایل طلب نمایید».

این امر واضح است که فعالیت اجتماعی دختران و حضور آنان در جامعه، زمینه ارتباط بین آنان و مردان را بیشتر

می کند واین ارتباط و اختلاط سبب ایجاد مفسده می شود و اسلام نیز دستور می دهد که ارتباط زنان و مردان

ودختران و پسران به صورت مختلط نباشد و محل نشست وبر خاست ها از یکدیگر جدا باشد.

از این رو پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم دستور دادندکه درب ورودی زنان به مسجدالنبی ازدرب ورودی

مردان جدا باشد. سنت جاری مسلمین از زمان رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم بر این بوده که زنان از

شرکت در مجالس و مجامع منع نمی شدند،همواره حریم را رعایت می کردند در مساجد و مجامع، حتی در

کوچه و خیابان، زن با مرد مختلط نبود. اگر زنان می خواستند بیرون بروند حریم را رعایت می کردند، به گونه ای

که جلب توجه نامحرمان نشوند.[15]

 اما در جامعه امروزی علت بسیاری از مشکلات معاشرت های ناصحیح و یا اختلاط زن و مرد است.در جامعه

اسلامی ما همانطور که در دبستان و راهنمایی و دبیرستان، دختران و پسران جدا می باشند در دانشگاه ها نیز

اینطور می باشد چرا که خیلی مشکلات از این معاشرت های به اصطلاح همکلاس بودن، پیش می آید که

گاهی جبران آن بسیار مشکل است.

بنابراین می توان گفت در معاشرت در اجتماع نه حبس صحیح است نه اختلاط با نامحرم بلکه نگه داشتن حریم

عفت در معاشرت راه پسندیده است.

 

1-3- حجاب و پوشش

لزوم حضور یا عدم لزوم حضور دختر در جامعه و فعالیت های گوناگون او در اجتماع از جمله مسائلی است که

ارتباط نزدیک با مسئله حجاب دارد.لزوم وجوب حجاب،بهترین و محکم ترین دلیل حضور دختر در اجتماع می باشد؛

زیرا حجاب و لزوم پوشش دختر، درمقابل نامحرم و در ارتباط با اجنبی است.

بنابراین پوشش دینی اگرچه محدودیت است، اما محدودیتی است که منجر به آزادی می شود و پسندیده است

و می توان آن را محدودیت مثبت دانست،و نشانه حرمت و حیثیت دختر و موجب مصونیّت اوست.[16]

 بیان این مطلب ضروری است که پوشش و حجاب، اوّلین و مهم ترین اصل و آدابی است که دختران و زنان

جامعه اسلامی باید در اجتماع رعایت کنند. دختران و زنان مسلمان ما با رعایت حفظ حجاب اسلامی و قرار

گرفتن در صحنه اقتصاد، سیاست و ...در جامعه می توانند به جهانیان نشان دهند که حجاب و پوشش مانع کار

و تلاش نیست،بلکه راهی برای کنترل قوای شهوانی زن و مرد و هم برای استفاده از توان و نیروی کار فعّال

دختران و زنان در امورات جامعه است.

 

1-4-وقار در رفت و آمد

حضور دختران در اجتماع باید آمیخته به وقار و متانت باشد.از هیجان انگیزی و اعمال و رفتارهای جلب توجه کننده

و غیرعفیفانه به دور باشد.خداوند در قرآن کریم خطاب به بانوان می فرماید:17« زنان در موقع راه رفتن پاهای خود

را به زمین نزنند تا زینت پنهانشان دانسته شود و صدای خلخالی که برپا دارند، به گوش رسد.»

زن و دختر نباید به گونه ای گام بردارد و راه برود که زینتهایشان نمایان شده، مردان را به خود متوجه کنند و از

این راه زمینه گسترش فساد را فراهم آورد. همچنین نباید زمینه فساد را با هیجان انگیزی از راه (گوش )فراهم

آورد....[18]

دختران باید در رعایت عفاف و پرهیز از امور جلب توجه کننده مردان،بیشتر دقت و احتیاط بکنند تا حتی با صدای

زینت پنهان خود عامل انحراف فکرها و تباهی دل ها نشوند.

 

1-5-عفت در کلام

یکی دیگر از آدابی که اسلام برای جامعه و برای حضور زنان در اجتماع قائل شده است کوتاه سخن گفتن و

متانت در کلام است.

لذا خداوند در قرآن از آنها خواسته است که در ارتباط با بیگانه با ناز سخن نگویند:" 19«ای زنان پیامبر،شما همچون

سایر زنان نیستید-اگر پرهیزگار باشید- مواظب باشید که در سخن نرمش زنانه و شهوت آلود به کار نبرید که

موجب طمع بیماردلان گردد و به خوبی و شایستگی سخن گویید.»

مخاطب قرار گرفتن زنان پیامبر درآیه هرگز به معنای این نیست که این حکم،ویژه آنان است.لذا دختران و زنان

مؤمن اگر بخواهند در جامعه حضور یابند، باید این اوامر الهی را رعایت کنند و در سخن گفتن تعادل داشته باشند

چرا که بسیاری از مشکلاتی که بروز می کند در اثر گفت و شنودهای غیرضروری بین مرد و زن نامحرم چه

درمحیط کار و چه در محیط خویشاوندی است که منجر به ایجاد علایق کاذب می گردد و هرکدام پیامدهای ناگوار

خود را به دنبال دارد.

از دیگر مصادیق عدم عفت در کلام که اسلام آن را شوم و ناپسند می داند،شوخی و لهو و لعب بین بانوان و

آقایان است.که آثار سوء بسیاری در جامعه دارد و منجر به مفسده و به گناه افتادن می شود.

حضرت رسول اکرم  صلّی الله علیه وآله وسلّم در این باب می فرماید:" و من فاکهة إمرأة لایملکها حبسه الله

بکلّ کلمة کلّمتها فی الدّنیا الف عام"[20]«هرکس با زن نامحرم شوخی کند،برای کلمه ای که با او سخن گفته

است هزار سال زندانی می شود.»

 

1-6-پرهیز از مصافحه و دست دادن

از دیگر اصولی که دختران و بلکه هر مرد و زن نامحرمی باید رعایت کنند تا بتوانند در جامعه کنار یکدیگر قرار گیرند

و پا به پای هم تلاش کنند و به موفقیت نایل گردند، پرهیز از دست دادن است.

همانطور که خیره شدن در نگاه زشت و ناپسند است و زمینه ارتباط غیر انسانی را فراهم می کند،مصافحه و

دست دادن نیز چنین است.

رسول اکرم صلّی الله علیه وآله وسلّم در این زمینه می فرماید:"من صافحه امرأة تحرم علیه فقد باء بسخط من الله عزّ و جلّ"[21]« هرکس با زنی که محرم او نیست، مصافحه کند، غضب حق تعالی را برای خود خریده

است.»

به همین دلیل،هنگام بیعت زنان با پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم ،حضرت ،یکی از اصول بیعت را که دست

دادن و مصافحه بود ،انجام نداد.

پس با توجه به مطالب بیان شده،پرهیز از دست دادن بانوان  و آقایان از جمله اصولی است که آنان با رعایت آن

درجهت اعتلا و شکوفایی جامعه می توانند گام بردارند و همه با هم در امور جامعه مشارکت نمایند.

 

1-7-اجتناب از خلوت با نامحرم

در روایات اسلامی برای جلوگیری از اختلاط و فساد بر جدایی مکان زن و مرد تأکید شده است.

امام صادق علیه السلام می فرماید:" نهی رسول الله  صلّی الله علیه وآله وسلّم  أن یدخل الرجال علی النساء

إلّا باذنهنّ "[22] «رسول خدا  صلّی الله علیه وآله وسلّم از داخل شدن مردان بر جمع زنان بدون اجازه آنها نهی

فرمود.»

و نیز در وسائل الشیعه آمده است:"عن موسی بن جعفر وآبائه عن رسول الله(ص):" من کان یؤمن بالله و الیوم

الاخر فلایبت فی موضع یسمع نفس امرأة لیست له بمحرم"[23] ."«امام موسی بن جعفر علیه السلام به نقل

از پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم فرمود:"هرکسی به خدا و روز قیامت ایمان دارد،هرگز در جایی که نفس زن

نامحرمی را می شنود ،توقف نکند."»

امام علی  علیه السلام از جمله علل و اسباب فجور را خلوت می داند.و افراد را از آن پرهیز می دهد.آنجا که

می فرماید:"سبب الفجور الخلوة"[24]«سبب گناهان خلوت ها هستند.»

برای پیشگیری از وسوسه های شیطانی، اسلام دستور می دهد که زن و مرد نامحرم هیچ گاه در محیط خلوت

قرار نگیرند.

پیامبراکرم صلّی الله علیه وآله وسلّم می فرماید:"ایّاکم و محادثة النساء فانّه لایخلوا رجل بامرأة لیس له محرم إلّا

همّ بها"[25]«از گفت وگو با زنان نامحرم بپرهیزید،زیرا هروقت مردی با زنی خلوت کرد قصد او می نماید.»

رعایت این اصل یعنی اجتناب از خلوت ،برای دختران در محیط اجتماع اعم از ادارات و شرکت ها باعث می شود

تا جلوی بسیاری از فسادهای اخلاقی گرفته شود؛ چرا که دختران به قول استاد مطهری، در کتاب نظام حقوق

زن در اسلام می نویسد:" تا زمانی که صابون مرد به بدنشان نخورد جنس مرد را نمیشناسند."5پس شایسته

است که دختران نمونه صفت ترس را اگرچه به خودی خود خوب نیست اما در اجتماع داشته باشند تا از بسیاری

از خطرات علیه خود جلوگیری نمایند.

 

1-8-پرهیز از استعمال بوی خوش در محضر نامحرمان

استفاده از عطر و بوی خوش به وسیله دختران و زنان از مهمترین مسائلی است که خود به خود؛ باعث

برانگیخته شدن شهوت در مردان می شود،به همین دلیل زنان و دختران نباید در مجامع عمومی از بوی خوش

استفاده نمایند.

در روایتی از امام صادق  علیه السلام نقل شده است:"ایّ امرأة تطیبت ثمّ خرجت من بیتها فهی تلعن حتّی

ترجع الی بیتها متی ما رجعت"[26]«هر زنی که خود را معطر و از خانه خارج شود تا به خانه برگردد، مورد لعن

ملائکه است.»

و نیز حدیث دیگری در این زمینه از امام وارد شده است:"اذ تطیبت المرأة لغیر زوجها فانما هو نار و شنار"

[27]«وقتی زنی برای کسی جز شوهر خود بوی خوش بکار برد، مایه آتش و عار است.»

پس با توجه به روایات فوق شایسته است که دختران مسلمان جهت حضور در اجتماع از عطر و بوی خوش

استفاده نکنند تا هم خود و هم مردان بیگانه بتوانند آرامش درونی خود را حفظ کنند و هیچ یک آلوده به گناه نشوند.

 

1-9-مراقبت در معاشرت های دوستانه

یکی دیگر از آدابی که در اجتماع دختران نمونه باید رعایت کنند، شناخت دوست از دشمن است. وقتی انسان

دوست و دشمن را شناخت، آنگاه بر اساس آیه« [28]خود را مسلّح می کند و هنگامی که وارد اجتماع شد از

گزند تهاجم محفوظ می ماند.

 اما برای روشن شدن بحث به بررسی و تعریف صحیح دوست از دشمن در ذیل می پردازیم.

آدمی در تمام قرون و دوران های زندگی از کودکی تا پیری همیشه نیازمند رفاقت و دوستی دیگران است و از

داشتن رفیق موافق، هم رأی و یکدل شاد و مسرور و از همنشینی با او خشنود است،ودر مقابل نیز انسان از

تنهایی رنج می برد واز نداشتن هم نشین و هم صحبت و رفیق خوب و شایسته ناراحت و غمگین است.

انسان ها به یکدیگر نیازمندند،این نیاز ها و رفع نیازها  خود سبب توسعه زندگی اجتماعی و در نتیجه ایجاد رابطه

و دوستی بین انها می شود و به این جهت است که اسلام پیروان خود را به داشتن دوستان خوب ترغیب نموده

است.

دراین زمینه روایات و اخبار فراوانی داریم که به چند مورد اشاره می کنیم:

قال علی  علیه السّلام :"فقد الاحبة غربة "[29] «انسان بی دوست غریب است.»

همچنین در وصیت های لقمان حکیم به فرزندش داشتن دوست را اینگونه بیان می کند:

"قال لقمان لابنه:"یا بنیّ: إتّخذ صدیق و الف قلیل".[30] " «لقمان به فرزندش گفت: "پسرم: هزار دوست برگزین که هزار دوست نیز کم است."»

 

ویژگی های دوست خوب

دوست خوب دارای ویژگی هایی است که در این قسمت به علائم و معیارهای دوست خوب و در مقابل دوری از دوستی با بعضی از گروه ها اشاره نموده و در هرمورد احادیثی ذکر می شود:

اولین ویژگی دوست خوب دینداری او می باشد.اسلام عزیز سفارش دارد که با انسان های دیندار رفیق

شوید،باافرادی که تعهّد دینی و الهی دارند زیرا رفیق متدیّن، موجب شرافت ،سعادت و عزّت دو دنیا است.

در این زمینه پیامبرا کرم صلّی الله علیه وآله وسلّم می فرماید: "مجالسة اهل الدین شرف الدنیا و الآخرة "

[31]«همنشینی با متدیّنین و دین داران شرف دنیا و آخرت است.»

همچنین امام زین العابدین علیه السلام می فرماید:" جالسوا اهل الدین و المعرفة،فإن لم تقدروا علیهم، والوحدة

انس وأسلم"[32]«با انسان های دیندار و آگاه مجالست کنید.اگر اینگونه افراد را پیدا نکردید تنهایی بهتر و

مطمئن تر است.»

همین طور در مقابل اسلام از رفاقت ودوستی با فاسقان انسان را برحذر می دارد، زیرا همنشینی با این گروه

خطر آفرین است،فاسقین منکرحقیقت بوده و گناهان کبیره را مرتکب می شوند. فرد فاسق پرده دری می کند،

بی بندوبار و بوالهوس است و رفاقت با چنین شخصی خطرناک و زیان آفرین است.

مولای متَقیان حضرت علی علیه السلام در این رابطه می فرماید: "لاینبغی للمرء المسلم أن یواخی الفاجر فإنهو

یزین له فعله و یحب أن یکون مثله"[33]« سزاوار و شایسته نیست مسلمان با افراد فاسق و بی بند و بار

رفاقت کند زیرا او کارهای زشت خود را زیبا جلوه می دهد و دوست دارد که دوستش هم رنگ او باشد.»

دومین ویژگی دوست خوب  و شاید مهمترین ویژگی او، آگاهی و دانایی است.

اخبار فراوانی بر ضرورت انتخاب دوست عالم و دانشمند است، زیرا رفاقت با عالم؛ اثرات مفیدی در زندگی فرد دارد.

امام علی علیه السلام  در این رابطه می فرماید:"مصاحبة ذوی الفضائل حیاة"[34].«همنشینی با فضلا و

دانشمندان سبب زندگی و روشنی دل است.»

در حدیثی زیبا نیز پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله وسلّم  می فرماید:"الجلوس ساعة عند مذاکرة العلم أحب إلی

الله من قرائة القرآن کله إثنی عشرالف مرَة".[35]«ساعتی با عالم همنشین شدن، از دوازده هزار مرتبه ختم

قرآن محبوب تر است.»

در مقابل اسلام دوستی با جاهلین و نادانان را درست و صحیح نمی داند زیرا دوستی با آنان اثرات شوم و

نامطلوبی به دنبال دارد.

درقرآن کریم آمده است :«  "[36]«از جاهلین و نادان ها روی بگردان.»

امیرالمؤمنین  علیه السلام نیز در این زمینه فرموده اند:" مصاحبة الجاهل من اعظم البلاء"[37]« با نادان

نشستن از بزرگترین مصیبت ها است.»

سومین ویژگی دوست خوب؛ رازداری است. دوست خوب آن است که در مشکلات، گرفتاری ها و سختی ها

رفیق خود را یاری کند و در زمانی که همه او را رها کرده و تنهایش می گذارند، در کنار او و با او باشد.

در این مبحث نیز روایات فراوانی از ائمه معصومین  علیهم السلام  وجود دارد که به چند مورد از آنها اشاره می نماییم:

امام علی  علیه السلام  می فرماید:"لا یکون الصدّیق صدیقاً حتّی یحفظ أخاه فی غیبته و نکبته و وفاته"

[38]«دوست، دوست نمی باشد مگر آنکه دوستش را در غیابش، گرفتاریش و پس از مرگش نگهداری کند.»

چهارمین ویژگی و صفت دوست خوب وفاداری است. دوست باید متعهّد باشد، پایبند به قول و سخنش باشد،به وعده و وعیدها و به تعهّد و قراردادهایش عمل نماید.

مسلّم است دوستی و رفاقت با کسی که تعهّد نداشته باشدو بی وفا باشد سست و ناپایدار است لذا باید از کسانی که عهد شکن و خائن هستند حذر نمود.

حضرت علی علیه السلام  می فرماید:"لاتعتمد علی مودّة من لا یوفی بعهده"[39] «اعتماد مکن بر دوستی کسی که به عهدش وفادار نیست.»

و امام صادق  علیه السلام می فرماید:"إحذر من الناس ثلاثة: الخائن، و الظّلوم، و النمّام ،لأنّ من خان لک،

خانک "[40] «از سه گروه بپرهیز، خیانت کار، ستمگر و سخن چین،زیرا کسی که برای تو به دیگری خیانت می

کند به تو هم خیانت می کند.»

پنجمین ویژگی دوست خوب، راستگویی و درستکاری است. هرکس به خصوص دختر نمونه باید در انتخاب رفیق

به این ویژ گی و صفت توجه و دقت کامل داشته باشد.زیرا دوستان بااین ویژگی کسانی هستند که تعهّدات

خود را دربرابر ایمان به پروردگار به خوبی انجام می دهند، نه تردیدی به خود راه می دهند ، نه عقب نشینی

می کنند ،نه از انبوه مشکلات می هراسند بلکه با انواع فداکاری ها،صدق ایمان خود را ثابت می کنند.

امام صادق  علیه السلام  در این زمینه می فرماید:"لاتنظروا إلی طول رکوع الرجل و سجوده فإنّ ذلک شیءٌ

إعتاده فلو ترکه إستوحش ولکن أُنظروا إلی صدق حدیثه و اداء امانته "[41]«نگاه به طول کشیدن رکوع و سجود

شخص نکنید زیرا این چیزی است که عادت کرده و اگر آن را ترک کند وحشت می کند و امّا بنگرید به درستکاری

و راستگویی آنان».

درمقابل روایات زیادی وجود دارندکه دوستی با دروغگو را خطرناک و زیان آور بیان کرده اند.

درحدیثی امام سجاد علیه السلام به فرزندش امام باقر علیه السلام می فرماید:" إیّاک و مصاحبة الکذّاب فإنّه

بمنزلة السّراب یقرّب لک البعید و یباعد لک القریب" [43]«فرزندم؛ مبادا با دروغگو همنشین شوی، زیرا او همانند

سراب است، دور را برای تو نزدیک و نزدیک را برایت دور جلوه می دهد.»

2-الگوبرداری از حضور اجتماعی بانوان نمونه

درطول تاریخ دختران و زنان نمونه ای وجود داشتند که هم در اجتماع حضور داشتند و هم وقار و متانت خود را

حفظ کردند و هرکدام می توانند الگویی برای دختران امروزی باشند که در ذیل به بررسی چند نمونه از این بانوان می پردازیم:

2-1- دختران شعیب

قرآن کریم از دختران شعیب در حال انجام فعّالیت اجتماعی – اقتصادی یاد می کند و شرم و حیای آنها را نیز در حین عمل و کار بیان می کند و می فرماید: « "[44]«چون به آب مدین رسید،گروهی از مردم را برآن یافت که [دام های خودرا]آب می دادند و پشت سرشان دو زن را یافت که [گوسفندان خود را ]دور می کردند.[موسی] گفت: "منظورتان[از این کار]چیست؟" گفتند:"[ما به گوسفندان خود]آب نمی دهیم تا شبانان [همگی گوسفندانشان را ]برگردانند و پدر ما پیری سالخورده است." پس برای آن دو، [گوسفندان را ]آب داده، آنگاه به سوی سایه برگشت و گفت:"پروردگارا! من به هر خیری که به سویم بفرستی سخت نیازمندم."»

آیات مزبور به برخی از فعّالیت ها و رفتارهای اجتماعی دختران اشاره دارد؛ زیرا رفتن به بیابان ، شبانی و چوپانی ،آب دادن به گوسفندان در کنار مردان و سخن گفتن با موسی(مرد بیگانه) ، جایز دانسته شده است و دختران شعیب با رعایت عفت و حجاب این اعمال و رفتار را انجام می دهند و از اختلاط با مردان جلوگیری می نمودند و حتّی زمانی که به سوی موسی می رفتند، با شرم و حیا راه می رفتند.[45]

2-2- حضرت خدیجه  سلام الله علیها

خدیجه - دختر خُوَیلد- که بانویی تجارت پیشه ، با شرافت و ثروتمند بود،افرادی را برای بازرگانی می گماشت و سرمایه ای را برای تجارت در اختیارشان قرار می داد و مزدی به آنان می پرداخت .وقتی محمد صلّی الله علیه وآله وسلّم به بیست و پنج سالگی رسید، ابوطالب به او گفت :"من تهیدست شده ام و روزگار سخت شده است.اکنون کاروانی از قریش رهسپار شام می شود ،کاش تو هم نزد خدیجه که مردانی را برای تجارت می فرستد، می رفتی و کار تجارت او را به عهده می گرفتی."

از سوی دیگر خدیجه از راستگویی، امانت داری و اخلاق پسندیده پیامبر  صلّی الله علیه وآله وسلّم آگاهی یافت و در پی او فرستاد که :«اگر کار تجارت مرا عهده دار شوی بیش از دیگران به تو می پردازم وغلام خویش میسره را نیز برای دستیاریت می فرستم.» حضرت محمّد صلّی الله علیه وآله وسلّم این پیشنهاد را پذیرفت و همراه میسره با کاروان قریش رهسپار شام شد.

دختران نمونه جامعه امروزی نیز می توانند با الگو قرار دادن این بانوی نمونه، حتّی اگر توانایی تجارت را در خود نمی بینند،با امکانات اقتصادی که در اختیار دارند زمینه اشتغال زایی دیگران را فراهم آورند.[46]

2-3- حضرت معصومه  سلام الله علیها

حضرت معصومه سلام الله علیها  بیش از ده بهار از عمر شریفش نگذشته بود که پدر بزرگوارش با زهر جفا در زندان هارون به شهادت رسید و دریائی از غم و اندوه بر قلب شریفش فرو ریخت. تنها مایه تسلّی او برادر بزرگوارش حضرت رضا علیه السلام  بود که بعد از پدر، حجت خدا، دادرس امت و فریادرس مردم مستضعف بود،او نیز در اوج خفقان هارونی با مشکلات فراوان دست و پنجه نرم میکرد.

بعد از مدّتی خلف نا صالح هارون،«مأمون» وجود اقدس حضرت رضا علیه السلام را از کانون خانواده جدا نموده، به اجبار-ولی ظاهراً به صورت محترمانه- جلب کردو به اقامت اجباری در خراسان وادار نمود.

حضرت معصومه سلام الله علیه  در حدود یک سال فراق برادر را تحمّل کرد،دیگر  تحمل نداشت و کاسه صبرش لبریز گردید و بیش از آن قدرت شکیبائی نداشت ،و لذا به اشتیاق دیدار برادر مدینه را به قصد «مرو» ترک کرد.

مسئله حضور در اجتماع دختران، اگر چه بحثی است که جایز دانسته شده، امّا در مورد حضرت معصومه سلام الله علیه  که در سراپرده عصمت و تحت نظارت مستقیم امام کاظم و امام رضا علیهما السلام  تربیت شدند و از طرفی هجرت ایشان به مکانی دور مدّ نظر می باشد، شایسته نبود که به تنهایی هجرت نمایند، لذا از برادران و برادرزادگان هرکدام را که آماده سفر به ایران بودند، گرد آوردند و به سفر پر مخاطره به خاطر دیدار برادر اقدام نمودند .[47]

 

 

 

 

 

 

 



[1]- ر.ک ممتحنه،آیه 12

[2]-ر.ک نساء97و98

[3]- ر.ک توبه71

[4]ر.ک آل عمران،آیه61

[5]-راغب اصفهانی، مفردات الفاظ قرآن،محقق؛ندیم مرعشلی،بی جا، انتشارات دارالکتب عربی،بی تا،ص573

[6]- سید علی اکبر ربیع نتاج ،پژوهش نامه علوم و معارف قرآن کریم، سال اول،شماره 6،1389،ص154.

[7]-نور(24)/ 30و31

[8]-ابوعلی فضل بن حسن طبرسی،مجمع البیان،مصحح؛سید هاشم رسولی محلاتی،بیروت،داراحیاءالقراث العربی،1339ش،ج17، ص127و128

[9]-محمدحسین طباطبایی،المیزان، ج15،ص156-154

[10]-حرّعاملی،وسائل الشیعه،ج10 ،ص165

[11]- محمدباقر مجلسی،بحارالانوار،ج104،ص40

[12]-همان،ج104،ص32

[13]- همان،ج104،ص42

[14]-احزاب (33)/ 53

[15]- مرتضی مطهری،مسئله حجاب، انتشارات صدرا ،چاپ هشتاد وپنجم،  1389 ، ص 214

[16]-سیدعلی اکبرربیع نتاج،پژوهش نامه علوم و معارف قرآن کریم،ص156

[17]-نور (24)/31

[18]- ابوعلی طبرسی،مجمع البیان،ج7،ص218

[19]-احزاب (33)/32

[20]- حرعاملی،وسائل الشیعه،ج20،ص198

[21]- حرعاملی، وسائل الشیعه، ج20،ص196

[22]- محمدبن یعقوب کلینی،اصول کافی،ج5،ص528

[23]-حرعاملی،وسائل الشیعه،ج20،ص185

[24]-عبدالواحد آمدی،غررالحکم و دررالکلم،ج4،ص123

[25]-نهج الفصاحه ،ص202

5-نظام حقوق زن در اسلام،مرتضی مطهری، تهران، انتشارات صدرا،چاپ پنجاه و یکم،1388،ص 78

[26]- محمدبن یعقوب کلینی،اصول کافی،ج5،ص518

[27]- هج الفصاحه،ص190

[28]-انفال (8)/60

[29]-عبد الواحد آمدی،غررالحکم ودررالکلم،ص481

[30]-حرعاملی،وسائل الشیعه،ج12،ص16

[31]- محمدبن یعقوب کلینی،اصول کافی ،ج1، ص95

[32]- حسین نوری،مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل،ج8،ص328

[34]-محمدبن یعقوب کلینی،اصول کافی،ج2، ص640

[35]- عبدالواحد آمدی،غررالحکم و دررالکلم، ص705

[36]- جامع الاخبار(للعشیری)، ص38

[38]-اعراف،آیه199

[36]-غررالحکم،ص761

[37]-همان،ص 786

[38]-محمدبن یعقوب کلینی، اصول کافی،ج4،ص685

[39]- عبدالواحد آمدی،غررالحکم ودررالکلم،ص 708

[41]- ابن شعبه حرانی،تحف العقول،ص316

[42]-محمدبن یعقوب کلینی،اصول کافی،ج2،ص105

[43]-همان،ج4،ص126

[44]-قصص (28)  / 23 و24

[45]-پژوهش نامه علوم و معارف قرآن کریم،ص150

[46]- مهدی پیشوایی،تاریخ اسلام(ازجاهلیت تا رحلت پیامبرصلّی الله علیه و آله و سلّم)،قم،دفتر نشرمعارف،چاپ سیزدهم،بهار1390،ص 117،به نقل از ابن هشام،ج1،ص142

[47]- کریمه اهل بیت ،علی اکبر مهدی پور،نشرحاذق،1374،بی جا،ص174-172