از آنجا که گفتار ائمه علیهم السلام، نور و دستورات آن ها راهگشا به سوي خير و صلاح است1، بر آن شدیم تا به مناسبت عید غدیر، به بازخوانی برخی سخنان امام علی علیه السلام بپردازیم.

حقيقت ايمان


«الإِيمَانُ أَنْ تُؤْثِرَ الصِّدْقَ حَيْثُ يَضُرُّكَ، عَلَى الْكَذِبِ حَيْثُ يَنْفَعُكَ، وَ أَلاَّ يَكُونَ فِي حَدِيثِكَ فَضْلٌ عَنْ عَمَلِكَ، وَ أَنْ تَتَّقِي، اللّهَ فِي حَدِيثِ غَيْرِكَ» (حکمت 458)

ايمان آن است كه راست ‏گويى را در آن‏ جا كه به زيان توست بر دروغ‏ گويى 

در آن‏ جا كه به سود توست مقدم دارى و اين ‏كه گفتارت بيش از عملت نباشد و به ‏هنگام سخن گفتن درباره ديگران تقواى الهى را پيشه كنى.

 امام عليه السلام در اين گفتار حكيمانه حقيقت ايمان را در سه مورد خلاصه نموده اند:

1. آنجا که راستگویی به زیان آدمی است و دروغ گویی به نفع او؛ راستگویی را بر دروغ گویی مقدم نماید.

بسيار مى شود كه انسان اگر در بيان حقيقتى، راستى را برگزيند زيان هايى دامن او را مى گيرد؛ مثل اين كه سؤال كنند: تو چيزى به فلان شخص كه از دنيا رفته است بدهكارى؟ و او حقيقتش را بگويد كه آرى فلان مبلغ را بدهكارم. اين اعتراف اگرچه ظاهراً به زيان گوينده است و دروغ گفتن به سود اوست ولى قطعاً اين صدق و راستى از نشانه هاى ايمان به خدا و روز قيامت است.

يا اين كه تصادفى موجب خسارت شده و شخص مى داند، مقصر بوده است،

اگر تقصير خود را بپوشاند و دروغ بگويد، نفع مادى مى برد

اگر حق را آشكار سازد، گرفتار زيان مى شود

طبیعتاً اين زيان در حقيقت منفعت و از نشانه هاى ايمان است.

راست گويى گاه همچون داروى تلخ، شفابخش است و دروغ همچون غذاى مطبوع، زيان بار. انسان عاقل آن داروى شفابخش را رها نمى كند و به سراغ آن غذاى زيانبار نمى رود.

البته در مواردى که، امر، داير بين اهم و مهم شود؛ يعنى راست گويى سبب به خطر افتادن جان يا منافع مهم مسلمانى شود یا اینکه فرد مجبور شود برای آشتی دادن بین دو نفر دروغ بگوید به يقين اين گونه موارد از كلام امام عليه السلام مستثنى است.

به هر حال اصل اساسى اين است كه انسان هميشه صدق و راستى را پيشه كند هر چند به زيان او تمام شود ولى اين قاعده موارد استثنايى هم دارد و آن در جايى است كه مصلحت مهم تر از مصلحت صدق به خطر افتد. 

 2. گفتارش بيش از عملش نباشد

بسيارند كسانى كه از نيكى ها، خوبى ها و صفات برجسته انسانى، بسيار سخن مى گويند؛ اما عملشان هماهنگ با آن نيست و اين نشانه ضعف ايمان آن هاست.

مؤمنان حقيقى آنچه را مى گويند، انجام مى دهند و اى بسا اعمالشان فراتر از گفتارشان است. به تعبير ديگر اگر انسان به چيزى كه مى گويد اعتقاد راسخ داشته باشد، حتماً عمل او با آن هماهنگ خواهد بود و اگر نبود، نشانه عدم اعتقاد راسخ به آن گفتار است.

 3. به هنگام سخن گفتن درباره ديگران تقواى الهى را رعایت كند

یعنی فرد در هنگام سخن گفتن از دیگران، غيبت نكند، تهمت نزند، حق كسى را با سخنانش باطل نسازد، عيب بر مسلمانى ننهد و او را با سخن نيش دار نيازارد.2

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

به خداوند اعتماد واقعی داشته باشید، زمانی که تنها او را می پرستید، مطمئن باشید که تنها خداوند هم می تواند، راهگشا و تکیه گاه شما باشد.

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

از معاصی پنهانی بپرهيزيد

«اتَّقُوا مَعَاصِيَ اللَّهِ فِي الْخَلَوَاتِ، فَإِنَّ الشَّاهِدَ هُوَ الْحَاكِمُ» (حکمت 324)

امام عليه السلام در اين گفتار حكيمانه به نكته‌اى اشاره مى‌نمایند كه بسيارى عملًا از آن غافلند يا خود را به تغافل مى‌زنند. ایشان مى‌فرمايند:

«از عصيان خداوند در خلوتگاه‌ها بپرهيزيد، چراكه شاهد، همان حاكم و دادرس است.»

 بسيارى از مردم به خصوص آن‌هايى كه به تقوا و پاکی مشهورند يا موقعيت اجتماعى خاصى دارند از انجام معاصى آشكار پرهيز مى‌كنند؛ ولى در خلوتگاه ها از انجام آن ابایی ندارند. امام عليه السلام در این حکمت به اين‌گونه افراد هشدار مى‌دهند كه از عصيان خدا در خلوتگاه ها نيز به شدت بپرهيزيد؛ زيرا در آن‌جا نيز خدا شاهد و ناظر است؛ همان خدايى كه افزون بر شاهد و ناظر بودن، حاكم و قاضى نيز هست.

در محاكم معمولى، شاهد، حاكم و مجرى حكم، سه فرد متفاوتند؛ بنابراین ممكن است حاكم  به سبب قرائنی در شهادت شهود ترديد كند يا به دليل شك در وثاقت آن‌ها، شهادتشان را نپذيرد؛ ولى آن‌جا كه شاهد و قاضی يكى است، اين‌گونه احتمالات راه ندارد.3

 امام جواد علیه السلام نیز در این باره می فرمایند: « ... اعْلَمْ‏ أَنَّكَ‏ لَنْ‏ تَخْلُوَ مِنْ عَيْنِ اللَّهِ فَانْظُرْ كَيْفَ تَكُونُ4»؛ ... بدان كه هیچگاه از دیدگاه خداوند پنهان نخواهی ماند، پس بنگر چگونه هستی.

  تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

در مکانی که کنی قصد گناه                    گر کند کودکی از دور نگاه

شرمت آید، زِ گنه در گذری                       پرده ی عصمت خود را ندری

شرمت ناید ز خداوند جهان                      کو بود آگه اسرار و نهان؟؟

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 کیفیت معاشرت با مردم

 «خَالِطُوا النَّاسَ مُخَالَطَةً إِنْ مِتُّمْ مَعَهَا بَکَوْا عَلَیْکُمْ، وَإِنْ عِشْتُمْ حَنُّوا إِلَیْکُمْ» (حکمت10)

این کلام امام علیه السلام ناظر به بُعد اجتماعی انسان و اسلام است. ایشان می فرمایند:

«آن گونه با مردم معاشرت کنید که اگر بمیرید بر مرگ شما اشک ریزند و اگر زنده مانید به شما عشق ورزند»

این حکمت اشاره به این مطلب دارد که پیوند محبت و دوستى را از طریق برخورد خوب و نیکی کردن به مردم آنچنان محکم کنید که شما را به منزله نزدیک ترین عزیزان خود بدانند؛ هرگاه از دست بروید جاى شما در میان آنها خالى باشد؛ ولى در دل همواره از شما یاد کنند و بر عواطف و محبت هایى که نسبت به آنها داشتید اشک بریزند و در حال حیات، پروانه­وار گرد شما بگردند و از معاشرت با شما لذت ببرند.5

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com


سعدی در این باره می­ گوید:

چنان زی که ذکرت به تحسین کنند                                       چو مُردی نه بر گور نفرین کنند

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 سخن و گفتار

الْكـَلاَمُ فِي وَثَاقِكَ مَا لَـمْ تَتَكَلَّمْ بِهِ؛ فَإِذَا تَكَـلَّمْتَ بِهِ صِرْتَ وَثَاقِهِ، فَاخْزُنْ لِسَانَكَ كَمَا تَخْزُنُ ذَهَبَكَ وَ وَرِقَكَ: فَرُبَّ كَلِمَة سَلَبَتْ نِعْمَةً وَجَلَبَتْ نِقْمَةً. (حکمت 381)

    سخن را تا نگفته اى اسير توست اما همين كه گفتى تو اسير او خواهى بود. زبانت را همچون طلا و نقره ات حفظ كن. اى بسا گفتن يك كلمه نعمت بزرگى را از انسان سلب كرده يا بلا و مصيبتى را فراهم ساخته است.

 امام عليه السلام در اين گفتار حكيمانه در ضمن سه جمله بر مسأله اهمیت سكوت و خطرات سخن گفتن بى رويه، تأكيد مى نمایند.

1. سخن، تا نگفته اى اسير توست اما همين كه گفتى تو اسير او خواهى بود

چه تشبيه و تعبير جالبى! به راستى، سخن قبل از آن كه از دهان گوينده اش بيرون آيد، همچون اسيرى در نزد اوست؛ ولى همين كه از دهان گوينده بيرون آمد نه تنها قادر بر مهار كردنش نيست بلكه در اسارت آن خواهد بود و تمام مسئوليت هايش را بايد به عهده بگيرد. پس چه بهتر كه انسان كم و سنجيده سخن بگويد.

2. زبانت را همچون طلا و نقره ات حفظ كن

امام عليه السلام در دومين تعبير از تشبيه ديگرى استفاده نموده، مى فرمايند:

زبان تو نيز سرمايه بسيار گران بهايى است كه بايد با دقت در حفظ آن بكوشى .

شك نيست كه انسان اجناس گران بهاى خود را با دقت محافظت مى كند تا مبادا سارقان آن را بربايند و يا به گونه ديگرى از دست برود؛ بنابراین باید از زبان نیز به عنوان یک سرمایه با دقت محافظت کند.

 3. ایشان در سومين جمله به عنوان يك دليل مى فرمايد:

اى بسا گفتن يك كلمه، نعمت بزرگى را از انسان سلب كرده يا بلا و مصيبتى را فراهم سازد.6

  تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

زبان، هیچ استخوانی ندارد؛ اما آن قدر قوی هست که بتواند قلبی را بشکند؛ پس مراقب حرف هایتان باشید.

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

«لاَ تَقُلْ مَا لاَ تَعْلَمُ بَلْ لاَ تَقُلْ كُلَّ مَا تَعْلَمُ، فَإِنَّ اللّهَ فَرَضَ عَلَى جَوَارِحِكَ كُلِّهَا فَرَائِضَ يَحْتَجُّ بِهَا عَلَيْكَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ» (حکمت 382)

چيزى را كه به آن علم ندارى، مگو بلكه همه آنچه را كه مى دانى نيز مگو؛ زيرا خداوند بر تمام اعضاى تو واجباتى قرار داده كه روز قيامت از آن ها بازخواست خواهد كرد.

امام عليه السلام در اين گفتار حكيمانه به دو نكته مهم اشاره مى فرمايند:

1. انسان بايد از گفتن چيزى كه درباره آن آگاهى ندارد، بپرهيزد.

2. همه آنچه را که مى داند نيز نگوید؛ زيرا اولاً بيان آنچه انسان مى داند گاه افشاى اسرار مؤمنين و گاه غيبت و عيب جويى ديگران است و گاه سبب اهانت و يا ايجاد اختلاف در ميان مردم و يا اشاعه فحشا و يا سبب اضطراب افكار عمومى مى شود و يا افراد كم استعدادى را به گمراهى مى افكند كه همه اين ها از مصاديق گناه است.
ثانياً بيان آنچه انسان مى داند گاهى سبب انحراف از فضايل اخلاقى است؛ زيرا گاهى خودستايى و اظهار كبر و غرور و برترى بر ديگران است و گاه شكل ريا و سمعه به خود مى گيرد كه تمام اين ها مذموم است.7


«لاَتَجْعَلَنَّ ذَرَبَ لِسَانِكَ عَلَى مَنْ أَنْطَقَكَ، وَبَلاَغَةَ قَوْلِكَ عَلَى مَنْ سَدَّدَكَ» (حکمت 411)

تندى و تيزى زبانت را بر ضد كسى كه سخن گفتن را به تو آموخته به كار مگير و (نيز) بلاغت سخنت را بر ضد كسى كه سخنورى به تو آموخت صرف مكن.


اشاره به اين كه حق شناسى ايجاب مى كند كه اگر انسان نعمت و موهبتى از كسى به دست آورده، بر ضد او به كار نگيرد؛ زيرا اين نهايت بى انصافى و ناسپاسى است. اين سخن شامل پدر و مادرها و همه استادان و معلم ها مى شود؛ انسان نبايد در برابر پدر و مادرى كه يك حرف و دو حرف بر زبانش گذاشته اند تا شيوه سخن گفتن را فراگيرد درشتى و خشونت كند. اين كار گذشته از اين كه از نظر شرعى منفور و زشت است، از نظر وجدانى نيز كارى ناپسند و ناجوانمردانه است.

همچنين استادى كه به انسان شيوه نوشتن و سخن گفتن فصيح و بليغ را آموخته هرگز نبايد از اين سرمايه بر ضد او استفاده كرد. تجربه نشان داده است بعضى از كسانى كه مرتكب چنين كارى مى شوند عمر كوتاهى دارند.8

 امام علیه السلام در حکمت دیگری می­فرمایند:

 «اللِّسَانُ سَبُعٌ، إِنْ خُلِّیَ عَنْهُ عَقَرَ» (حکمت 60)

 زبان درنده اى است که اگر رهایش کنى به تو آسیب مى رساند و تو را مى دَرَد.

شک نیست که یکى از بزرگترین افتخارات انسان نطق و بیان است که به وسیله زبان انجام مى گیرد و به واسطه آن بر تمام جانداران ترجیح دارد به همین دلیل خداوند در سوره «الرحمن» بعد از آفرینش انسان به نعمت نطق و بیان اشاره مى کند و مى فرماید: «الرَّحْمَنُ * عَلَّمَ الْقُرْآنَ * خَلَقَ الاِنسَانَ * عَلَّمَهُ الْبَیَانَ»

نعمت ها هر چه بزرگ تر باشد چنانچه از آن به طرز بدى استفاده شود، خطراتش عظیم تر است. هیچ عضوى از اعضاى انسان به اندازه زبانِ بى قیدوبند، خطرناک نیست به طورى که گاه مى شود یک جمله آتش جنگى را مى افروزد و سبب ریختن خون ها و هتک نوامیس و از بین رفتن آرامش و امنیت جامعه مى گردد،9 لذا در حدیثى از پیغمبر اکرم صلى الله علیه وآله مى خوانیم که خداوند زبان را عذابى مى کند که هیچ یک از اعضاى بدن را با آن عذاب نمى کند. زبان عرضه مى دارد اى پروردگار تو مرا مجازاتى کردى که هیچ چیز را با آن مجازات نکردى خداوند به او مى فرماید:

«خَرَجَتْ مِنْکَ کَلِمَةٌ فَبَلَغَتْ مَشارِقَ الاْرْضِ وَمَغارِبَها، فَسَفَکَ بِها الدَّمُ الْحَرامُ وَانْتَهَبَ بِهَا الْمالُ الْحَرامُ وَانْتَهَکَ بِهَا الْفَرجُ الْحَرامُ، وَعِزَّتى وَجَلالى لاَعَذَّبَنَّکَ بِعَذاب لا أُعَذِّبُ بِهِ شَیْئاً مِنْ جَوارِحِکَ 10; سخنى از تو خارج شد و به شرق و غرب زمین رسید و به سبب آن خون بیگناهان ریخته شد و اموال مردم غارت گردید و نوامیس مردم بر باد رفت به عزت و جلالم سوگند تو را مجازاتى مى کنم که هیچ یک از اعضا را با آن مجازات نخواهم کرد».

 آداب دوستی

«لاَ یَکُونُ الصَّدِیقُ صَدِیقاً حَتَّى یَحْفَظَ أَخَاهُ فِی ثَلاَث: فِی نَکْبَتِهِ، وَغَیْبَتِهِ، وَوَفَاتِهِ» (حکمت 134)

امام علیه السلام در این گفتار حکیمانه به بعضى از آداب مهم دوستى اشاره کرده مى فرمایند:

دوست انسان، دوست نخواهد بود مگر این که برادر خود را در سه حالت فراموش نکند:

به هنگامى که دنیا به او پشت مى کند و در زمانى که غایب است و پس از مرگش


شک نیست که انسان در زندگى خود نیازمند به دوستانى است که در مشکلات به او کمک کنند و در زمان راحتى مونس انسان باشند؛ زیرا روح اجتماعى انسان از یک سو و نیازهاى گسترده اى که دارد و به تنهایى قادر به رسیدن به آنها نیست از سوى دیگر ایجاب مى کند که یارانى براى خود انتخاب کند؛ ولى این یاران مختلف اند:

گروهى مانند تاجرانند که دائماً انتظار دارند در مقابل خدمتى، خدمتى به آنان شود و طبیعى است که هر وقت از دوست خود بهره اى نداشته باشند او را براى همیشه رها مى کنند.


گروه دیگرى هستند که گرچه در برابر هر خدمت انتظار خدمتى دارند؛ ولى خدمات پیشین را فراموش نمى کنند و به پاس آنها دوست خود را در مشکلات یارى مى دهند؛ اما هنگامى که تصور مى کنند پاداش خدمت هاى پیشین او را داده اند رهایش مى سازند.


گروه سومى نیز هستند که دوستى آنها بر اساس محبت، صفا و صداقت است نه نتیجه خدمت و کارى شبیه تجارت. آنها به هنگام قدرت به دوستان خود خدمت مى کنند و انتظار پاسخى از آنها ندارند و به همین دلیل به هنگام بروز مشکلات براى دوستان خود هرگز آنها را رها نمى سازند و همچنان به اصول اخوت و دوستى وفادارند.11

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

آدم ها می خواهند بدانند که دوست داشته می شوند و قدرشان دانسته می­شود؛ پس حتماً به عزیزانتان بگویید که دوستشان دارید. شاید هرگز متوجه نشوید که چقدر نیاز به شنیدنش دارند.

 

  تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

از نگاه امام علی علیه السلام، یکی دیگر از آداب دوستی، اندازه نگه­داشتن و افراط ننمودن در دوستى و دشمنى  است.

 

«أَحْبِبْ حَبِيبَكَ هَوْناً مَا، عَسَى أَنْ يَكُونَ بَغِيضَكَ يَوْماً مَا، وَأَبْغِضْ بَغِيضَكَ هَوْناً مَا، عَسَى أَنْ يَكُونَ حَبِيبَكَ يَوْماً ما» (حکمت 268)

دوست خود را در حد اعتدال دوست بدار، چراكه ممكن است روزى دشمنت شود و با دشمنت نيز در حد اعتدال دشمنى كن، زيرا ممكن است روزى دوستت شود.

این حکمت اشاره به اين‌ دارد كه هميشه دوستى‌ها و دشمنى‌ها استمرار نمى‌يابد و چه بسا دوستى، روزى به دشمنى و دشمنى، روزى به دوستى تبديل گردد. هرگاه انسان در زمان دوستى، راه افراط در پيش گيرد و تمام اسرار خويش را به دوستش بگويد و او را از تمام زواياى زندگى‌اش باخبر سازد، بسا روزى برسد كه اين دوستى به دشمنى تبديل گردد و آن دوست، تمام اسرار انسان را فاش كند و شايد از این راه ضربات شديدى بر او وارد سازد. اگر انسان حد اعتدال را رعايت كند، گرفتار چنين سرانجام شومى نمى‌شود.

نيز ممكن است گاهى دشمنى‌ها براثر وحدت منافع به دوستى تبديل شود. اگر انسان در زمان دشمنى تمام پل‌هاى پشت سر خود را ويران كرده باشد، چگونه مى‌تواند به چهره دوست امروز خود نگاه كند؟ آيا خاطره شوم گذشته، امروز را تحت تأثير خود قرار نمى‌دهد و مشكل‌آفرين نمى‌شود؟12

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

میانه روی، از مهم ترین قوانین سلامت و موفقیت است. 

  تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

یکی دیگر از آداب دوستی از دیدگاه امام علی علیه السلام، پرتوقع نبودن دوست است که بدترينِ برادران (دوستان) كسى است كه انسان ناچار باشد براى پذيرايى از او، خود را به زحمت افكند.


«شَرُّ الاخْوَانِ مَنْ تُكُلِّفَ لَهُ». (حکمت 479)

مرحوم سيد رضى بعد از ذكر اين گفتار حكيمانه مى گويد: «تكليف (و تكلف) هميشه با مشقت همراه است بنابراين دوست پرتوقعى كه انسان را به تكلف وامى دارد مايه شر است. به همين دليل او بدترينِ برادران محسوب مى شود»


اصولاً زندگى پرتكلف و پردردسر، هميشه مايه بدبختى و اضطراب و ناراحتى است؛ بنابراين اگر دوستانى پيدا شوند كه توقع زيادى در پذيرايى يا كمك رسانى داشته باشند و انسان مجبور شود به خاطر آن ها خود را به زحمت بيفكند، دوستان بدى هستند.

تكلف در پذيرايى از دوستان، عيوب زيادى دارد كه به چهار عيب عمده و اصلی آن عبارتند از:

1. سبب مى شود دوستان، كمتر يكديگر را ملاقات كنند؛ زيرا تشريفات پردردسر به آسانى قابل تكرار نيست.
2. طرف مقابل ممكن است توانايى پذيرايى به آن شكل را نداشته باشد و سبب شرمندگى او در آينده شود.

3. از ساده زيستى كه مورد تأكيد اسلام است، دور مى شوند.

4. اينگونه پذيرايى ها غالباً توأم با خودنمايى و رياكارى است كه با روح تعليمات اسلامى سازگار نيست.


البته تكلف گرچه غالباً در نحوه پذيرايى هاست ولى ممكن است آداب ديگر را نيز شامل شود مانند چگونگى تعارف ها و نشستن­ها در مقابل يكديگر و ساير امورى كه در ديدار دوستان انجام مى شود.13

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

هرگز از دوستانتان، خواسته های نامعقول نداشته باشید.

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

راه زدودن کینه ها

 

«اُحْصُدِ الشَّرَّ مِنْ صَدْرِ غَیرِکَ بِقَلْعِهِ مِنْ صَدْرِکَ». (حکمت 178)

 

امام علیه السلام در این کلام نورانى راه پاک کردن سینه هاى مردم را از نیات سوء درباره یکدیگر، نشان مى دهند و مى فرمایند:

کینه و بدخواهى دیگران را از سینه خود درو کن تا بدخواهى به تو از سینه دیگران ریشه کن شود.

               
بسیار مى شود که افراد به دلیل سوء ظن یا حسادت، نیات سوئى درباره انسان در دل مى پرورانند، چگونه مى توان آنها را از میان برداشت؟

امام مى فرمایند: از خود شروع کن، ابتدا به قلب خویش مراجعه کن ببین آیا نیت سوئى درباره دیگران دارى یا نه؟ اگر دارى آن را از سینه ات پاک کن چیزى نمى گذرد که خواهى دید سینه دیگران نیز از نیات سوء درباره تو پاک شده است.


دلیل این مطلب آن است که:

هرگاه انسان نیات بدى درباره دیگران داشته باشد خواه ناخواه در چهره یا سخنان و یا کارهایش نمایان مى شود و همین امر سبب مى گردد، دیگران در برابر او موضعى مشابه بگیرند؛ بنابراین براى زدودن کینه ها، بدخواهى ها و نیات سوء دیگران باید از خودمان شروع کنیم و این یکى از اصول مهم روانشناسى است که تا از خود شروع نکنى، نباید انتظارى از دیگران داشته باشى. 14

در حدیث جالبى از امام صادق علیه السلام مى خوانیم که مردى خدمت آن حضرت عرض کرد: شخصى به من مى گوید من تو را دوست دارم چگونه بدانم که او راست مى گوید و واقعاً مرا دوست مى دارد؟

امام علیه السلام در پاسخ فرمودند:

«اِمْتَحِنْ قَلْبَکَ فَإنْ کُنْتَ تَوَدُّهُ فَإنَّهُ یَوَدُّکَ15؛

قلب خود را بیازماى اگر تو او را دوست مى دارى او هم تو را دوست مى دارد». (قلوب با یکدیگر راه دارند).

 
این سخن را با حدیث دیگرى از درباره امام و پیروانش پایان مى دهیم: یکى از یاران امام على بن موسى الرضا علیه السلام به نام «ابن جهم» عرضه داشت: فدایت شوم مى خواهم بدانم من نزد تو چگونه ام؟

امام علیه السلام در پاسخ فرمودند: «أُنْظُرْ کَیْفَ أَنَا عِنْدَکَ16؛ نگاه کن ببین من در نزد تو چگونه ام»

  تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

کدورت ها ما را مریض می کنند، هر چه زودتر آن ها را شناسایی و خنثی کنید.

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

راه تحصیل بردبارى

 «إِنْ لَمْ تَکُنْ حَلِیماً فَتَحَلَّمْ؛ فَإِنَّهُ قَلَّ مَنْ تَشَبَّهَ بِقَوْم إِلاَّ أَوْشَکَ أَنْ یَکُونَ مِنْهُمْ». (حکمت 207)                      

امام علیه السلام در این کلام نورانى راه رسیدن به حلم و بردباری را بیان می­نمایند و مى فرمایند:

اگر حلیم و بردبار نیستى خود را به بردبارى وادار کن (و همانند حلیمان عمل نما) زیرا کمتر شده است کسى خود را شبیه قومى کند و سرانجام از آنان نشود.

 

به عبارت دیگر اگر فردی، حلیم نیست باید خود را وادار کند مانند فردی بردبار رفتار نماید؛ مثلاً اگر انسان به خاطر یک حادثه خشم آور، انسان عصبانى شد و از درون جوشید و خروشید؛ خودش را کنترل کند و قیافه اى همچون حلیمان و بردباران به خود بگیرد. این کار در نخستین بار ممکن است بسیار مشکل باشد؛ ولى هرچه تکرار شود، آسان تر مى گردد تا زمانى که انسان به آن عادت مى کند و تبدیل به حالت و سپس تبدیل به ملکه مى شود. البته تمام فضایل اخلاقی را مى توان از این راه به دست آورد.17

  تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

تسلیم نشوید؛ شکیبایی در برابر مشکلات زندگی که گریزی از آن ها نیست و پایداری تا رسیدن به نتیجه، رمز سلامت و شادابی است و یکی از راه های بردبار شدن، اجراء نقش انسان های بردبار در زندگی است.

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 فرهنگ خیر و خدمت

«لاَ یَسْتَقِیمُ قَضَاءُ الْحَوَائِجِ إِلاَّ بِثَلاَث: بِاسْتِصْغَارِهَا لِتَعْظُمَ، وَبِاسْتِکْتَامِهَا لِتَظْهَرَ، وَبِتَعْجِیلِهَا لِتَهْنُؤَ». (حکمت 101)
برآوردن حاجات مردم کامل نمى شود مگر به سه چیز: کوچک شمردنش تا بزرگ گردد، و مکتوم داشتنش تا آشکار شود، و تعجیل در آن تا گوارا گردد.

 

مى دانیم برآوردن حوایج نیازمندان و حل مشکلات مردم از مهم ترین مستحبات و بهترین طاعات است تا آنجا که در حدیثى از امام صادق علیه السلام مى خوانیم:

«مَنْ سَعَى فِی حَاجَةِ أَخِیهِ الْمُسْلِمِ طَلَبَ وَجْهِ اللَّهِ کَتَبَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ لَهُ أَلْفَ أَلْفِ حَسَنَة یَغْفِرُ فِیهَا لاقَارِبِهِ وَ جِیرَانِهِ وَ إِخْوَانِهِ وَمَعَارِفِه»؛ کسى که براى برآوردن حاجت برادر مسلمانش با نیت کسب رضاى پروردگار، تلاش و کوشش کند، خداوند متعال هزار هزار حسنه در نامه اعمال او مى نویسد و حتى به سبب آن، بستگان و همسایگان و برادران دینى و آشنایانش مشمول غفران الهى مى شوند.

 

بسیارند کسانى که وقتى حاجت نیازمندى را بر مى آورند، آن را بزرگ مى شمرند و همه جا عنوان مى کنند و گاه براى انجام دادن آن امروز و فردا دارند، به گونه اى که حاجتمند، خسته و شرمنده مى شود. این گونه برآوردن حاجات ارزشى ندارد؛ انجام خواسته هاى مردم در صورتى ارزش پیدا مى کند که انسان آن را کوچک بشمرد و این نشانه بزرگى شخصى است که حاجت را برآورده است. هنگامى که او در نظرها بزرگ شد کار او نیز بزرگ شمرده مى شود.

همچنین در صورتى ارزشمند است که آن را پنهان دارد تا آبروى تقاضا کننده نزد همه محفوظ بماند؛ ولى از آنجا که حس کنجکاوى در مردم زیاد است، سرانجام این گونه خدمات آشکار مى شود و با اهمیت از آن و صاحبش یاد مى کنند و او را به فضایل اخلاقى مى ستایند.

اضافه بر این اداى حاجتى ارزشمند و گواراست که به سرعت انجام گیرد؛ زیرا در غیر این صورت حاجتمند ناچار است بارها به در خانه کسى که به او نیاز دارد، برود و هر بار رنج تازه اى را بر روح خود تحمیل کند. در این هنگام چنانچه حاجت او برآورده نیز شود، برایش گوارا نخواهد بود.

 

آبرویت را پاس دار

«مَاءُ وَجْهِكَ جَامِدٌ يُقْطِرُهُ السُّؤَالُ، فَانْظُرْ عِنْدَ مَنْ تُقْطِرُهُ». (حکمت 346)

امام عليه السلام درباره تقاضا نزد اشخاص مختلف نكته جالبى را بيان مى‌كنند و مى‌فرمايند:

آبرويت جامد است و تقاضا آن را آب كرده و فرو مى‌ريزد. ببين آن را نزد كه فرو مى‌ريزى.

 اشاره به اين‌كه انسان تا مى‌تواند نبايد از كسى تقاضايى كند و آبروى خود را در آن راه بريزد؛ اما اگر روزى ناچار شد، بايد كسى را براى تقاضا كردن برگزيند كه شايسته آن باشد و لااقل آبروى خود را نزد انسان با شخصيتى فرو ريخته باشد.18

 

بدترین توشه راه آخرت

 

«بِئْسَ الزَّادُ إِلَى الْمَعَادِ، الْعُدْوَانُ عَلَى الْعِبَادِ». (حکمت 221)


امام علیه السلام در این گفتار حکیمانه به یکى از آثار سوء ظلم و ستمکارى اشاره کرده و مى فرمایند:

بدترین توشه براى آخرت ستم بر بندگان (خدا) است


مى دانیم دنیا سرایى است که همگان از آن براى رفتن به سوى آخرت توشه بر مى دارند و هر کسى به فراخور حال و اعمال خود توشه اى تهیه مى بیند؛ ولى گروهى به جاى آن، ظلم و ستم بر بندگان خدا را توشه این سفر سرنوشت ساز قرار مى دهند که به گفته امام علیه السلام بدترین توشه هاست؛ زیرا گناهانى که جنبه معصیت الله دارند و یا به تعبیر دیگر ظلم بر خویشتن هستند با توبه آمرزیده مى شوند و حتى بدون توبه امید عفو الهى و شفاعت درباره آن وجود دارد؛ ولى آنجا که پاى ظلم بر دیگران به میدان مى آید نه با آب توبه شسته مى شود و نه با شفاعت و جز با رضایت صاحب حق نجات از عواقب آن ممکن نیست و به همین دلیل امام علیه السلام آن را بدترین زاد و توشه قیامت شمرده است.19

شاید فراموش کنیم، غیبت یکی از مصادیق ظلم به بندگان خداست و نشانه ضعف و ناتوانی غیبت کننده:


«الْغِيبَةُ جُهْدُ الْعَاجِزِ». (حکمت 461)

غيبت كردن، آخرين تلاش شخص ناتوان است.


امام علی علیه السلام اشاره به اين مطلب می فرمایند که: 

تنها فرومايگان و افراد پست و ناتوان به سراغ غيبت مى روند؛ چرا كه اگر انسان در خود، توانايى و استعداد پيشرفت ببيند به جاى اين كه با غيبت، مقام كسى را خدشه دار كند، خودش مى كوشد تا به آن مقام و حتی برتر از آن برسد؛ ولى چون ناتوان و فرومايه است، سعى مى كند به وسيله غيبت، آبروى ديگرى را در انظار عموم بريزد. ازاين رو امام عليه السلام مى فرمايند: غيبت، آخرين تلاش افراد ناتوان است.

در ميان گناهان كبيره كمتر گناهى است كه همانند غيبت، نشانه پستى و ضعف و زبونى و ناجوانمردى باشد.
به تعبير ديگر، آن ها كه پشت سر مردم به مذمت و عيب جويى مى پردازند و آبرو و حيثيت افراد را با افشاى عيوب پنهانى، كه غالب مردم به يكى از اين عيوب گرفتارند، مى برند، و آتش حسد و كينه خود را به اين وسيله فرو مى نشانند، افرادى ناتوان و فاقد شخصيت اند كه حتى در مبارزه بى دليل وظالمانه خود، شهامت ندارند و تمام قدرتشان اين است كه از پشت خنجر بزنند.20

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

غیبت نکنید؛ با غیبت درباره دیگران، به ضعف خود اشاره کرده اید و از بی حاصلی آن، حالتان بد می شود.

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 



1- فرازی از زیارت جامعه کبیره: «کلامکم نور و امرکم رشد».

2- ر.ک:  ناصر مکارم شیرازی و همکاران، پیام امام امیرالمؤمنین علیه السلام: شرح تازه و جامعی بر نهج البلاغه، قم: انتشارات امام علی بن ابی طالب، 1390، ج 15، ص 601-605.

3 - همان، ج 14، ص 619- 623.

4- محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج 75، ص 358.               

5 - ناصر مکارم شیرازی و همکاران، پیام امام امیرالمؤمنین علیه السلام: شرح تازه و جامعی بر نهج البلاغه، ج 1،  ص 84.

6 - همان، ج 15، ص 158-159.

7 - همان، ج 15، ص 162- 165.

8 - همان، ج 15، ص 330-332.

9 - همان، ج 1، ص 371-372.

10 - محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج 2، ص 115. 

11 - همان، ج 13، ص 111-113.

12- همان،  ج 14، ص 263- 264.

13 - همان، ج 15، ص 728-729.

14 - همان، ج 13، ص 415-416.

15 - محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج 2، ص 652. 

16 - محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج 67، ص 54.

17 - همان، ج 13، ص 593.

18 - همان، ج 14، ص 762.

19 - همان، ج 13، ص 687- 688.

20 -  همان، ج 15، ص 616.